|
فرشته ی مرگ دَر میزند در این حوالی،پرسه میزند نگاه میکند به چشمانم آهسته،صدایم می زند قدم هایم به سوی دَر... لحظه ی پرواز سر رسید اما...ناگاه صدای آشنایت بال پروازم را می شکند چشمان من به دنبالت تورا تمنا میکند طنین صدایت شبها مرا دیوانه میکند قدم هایم به دنبالت بی قرار و شتابانند بازهم امشب خیالت سربه سرم میگذارد ALENOOSH
روزهای گرم تابستانتان بخیر! دوستی که برام مثل خواهر میمانه و سه ساله از وجود نازنینش جز محبت،معرفت،صداقت چیزی ندیدم و
من که نیستم،اون غریبه... وقتی غمگینی،شادت میکنه؟ لبخندش بهت،هدیه میکنه؟ گریه میکنی،آرومت میکنه ؟ موهات،نوازش میکنه؟ من که نیستم،اون غریبه... وقتی سردی،گرمت میکنه؟ آغوشش را پناهت میکنه؟ قدم میزنی،همراهت میشه؟ مثل نفسهات باهات یکی میشه؟ من که نیستم،اون غریبه ... وقتی میخوانی،هم صدات میشه؟ شعرهای عاشقونه،برات می نویسه؟ برای بی کسی هات،همه کس میشه؟ مهتاب شب های،تارت میشه؟ من که نیستم،اون غریبه... وقتی می خندی،دیوونه میشه؟ به یادت اشکهاش،جاری میشه؟ شب و روز برات،دست به دعا میشه؟ عاشقته،برات دیوونه میشه؟ هیچ کس مثل من عاشق تو نیست عشق تو در قلبم همیشه باقیست افسوس اندکن روزهای با تو بودن خاطره ها تنها ،یادگار عشق من یادت پر نورست همیشه در خاطرم ای تنها ستاره ی آسمان قلبم Alenoosh
آن لحظه قلبم،لبریزعشق تو شد دنیا برایم بهشت و زیبا شد باران مهرت بارید بر دلم گل های احساس،شکفتن در من گلستان تو شد،قلب عاشقم افسوس جاودانه نبود،با تو بودن سرنوشت گرفت،تورا از من جدایی ثبت شد در دفتر عشقم خاکستر شدم از داغ دوریت من گل های آرزوهایم بی تو خشکیدن بوی دلتنگی گرفتند شعرهایم آه چه کنم با درد بی تو بودن ای بی همتای قلب عاشق من! Alenoosh
|
About![]()
کاش روز و شب نبود بین ما جدایی نبود
Home
|